منابع آشوری و بابلی به رایج بودن چند زبان در آذربایجان اشاره می کنند٬ قوتتی - لولوبی٬ هوری٬ مئهرانی و کاسپی٬ خصوصیات این زبان ها هنوز بدرستی کاملا روشن نشده است ولی اسناد موجود نشانگر آن است که این زبان ها از یک طرف با زبان تمدنهای قدیمی منطقه یعنی ایلام٬ کاسسی ها و آلبانی ها و دیگر اقوام آذربایجان شمالی و ساکنین جنوب غرب دریای خزر و از طرف دیگر بین خود خویشاوندی و شباهت زیادی داشته اند. ( "م . دیاکونوف"٬ تاریخ ماد٬ ص 61 ).
یامپوسکی jamposki: قوتتی ها بعدا اوتی اودی نیز نامیده شده اند و در ایجاد دولت آلبان ها در آذربایجان شمالی سهیم بودند. ( تاریخ ماد٬ ص 62 ) خویشاوندی و شباهت زبان ماننا با ترکی آذری امروزی: اسناد باقی مانده از ماننا ها نشانگر آن است که زبان اقوام تشکیل دهنده ماننا با زبان ترکی امروزی از یک ریشه می باشند و ترکی آذری امروزی وارث زبان قوتتی - لولوبی ها میباشد. در اینجا به ذکر چند نمونه از لغات مشترک بین ترکی امروزی با آن زبان باستانی آذربایجان بسنده می کنم٬ ( برگرفته از پروفسور ذهتابی٬ تاریخ دیرین ترکان ایران ص 362-363 ).
در سال 1374 در نزدیکی شهر اهر لوحه ای زرین با نوشته ای ترکی با خط اورخون پیدا شد، و عکس این نوشته در ص 310 کتاب " تاریخ دیرین ترکان ایران؛ جلد 1 وجود دارد. رژیم پان فارس ایران وقتی که متوجه شد که آن مربوط به ترکان میباشد. از تحقیق بر روی این لوحه جلوگیری کرد.
کلمه پدر را ماننایی ها آتا و آدا می گفتند٬ در ترکی امروزی آذری هم کلمه آتا به همان معنی استفاده میشود و در بعضی از روستا های آذربایجان به پدر آدا مگویند.
کلمه خان در بین ماننا ها٬ با همان معنی امروزی اش در زبان ترکی استفاده می شد٬ برای مثال شوما خان٬ از سرکردگان ماننا. عیلامیان نیز از کلمه خان به همان معنی استفاده میکردند.
پسوند تاش٬ داش در زبان ماننا ها نیز مثل زبان ترکی امروزی رایج بود٬ برای مثال باتاش.
کلمه آتیلا که در بین ملل مختلف ترک به عنوان اسم مرد استفاده میشود٬ در بین ماننا ها نیز استعمال آن اسم رایج بود٬ برای مثال. هورپ آتیلا.
عدد سه را ماننا ها اوش می گفتند٬ در ترکی امروزی هم اوچ و اوش استعمال میشود.
عدد سه را ماننا ها اوش می گفتند٬ در ترکی امروزی هم اوچ و اوش استعمال میشود.
کلمه قایا هم در زبان ترکی امروزی و هم در زبان ماننایی به معنی سنگ بزرگ یا صخره میباشد٬ در منابع آشوری از شهر اوش قایا ( اسکو امروزی) در سرزمین ماننا یاد شده است.
کلمه آت به معنی اسب در ترکی امروزی در خیلی از کلمات قدیمی ماننایی استفاده شده است٬ هرچند که معنی این کلمات هنوز معلوم نشده٬ برای مثال: آت تارکیت تا٬ آت کال سو و غیره. ( "رئیس نیا"٬ جلد 1 ص 236 ).
برای آشنایی با زبان و تبار ماننا ها - مادها علاوه بر آثار باقی مانده از خود آنها٬ بهترین منبع و اسناد همان کتیبه ها و سالنامه های آشوری میباشد: آداد نئراری ( 890-911 ق . م ) در کتیبه ای اشاره میکند که قوتتی ها را در ماننا شکست داده و ماننا را تابع خود کرد. ( "م . ت . ذهتابی"، تاریخ دیرین ترکان ایران٬ ص 265 ).
"شامشیلو" شاه آشور در کتیبه ای از 744 ق . م اشاره می کند که به ماننا حمله کرده و قوتتی ها را در ایالت نامار شکست داد. 40 سال بعد از شامشیلو٬ تیقلت پیله سر سوم در سال 738 ق . م به ماننا و ماد مرکزی حمله کرد٬ او در کتیبه ای اشاره میکند که عده کثیری از قوتتی های ماننا - ماد را اسیر گرفته و به شمال سوریه و فینیقیه تبعید کرد. در این کتیبه اسامی ایالت های مختلف قوتتی ها در ماننا و ماد نام برده شده است٬ برای مثال: ایللی لی Illili ٬ بیللی Billi ٬ سانقلی Sangili .( "م . دیاکونوف"٬ تاریخ ماد٬ ص 189 ).
ریشه و معنی همه این اسامی ترکی میباشد. آشوریان از مناطق قم٬ همدان٬ با نام مشترک بئل آلی نام میبرند. (تاریخ ماد٬ ص 192 ). این اسناد تاریخی نشانگر آن است که قوتتی ها تا حوالی 700 ق . م هنوز هم در منطقه ای وسیع از لرستان تا قم٬ قزوین٬ ارس٬ گیلان و همدان ساکن بودند و ساکنین و حاکمین اصلی این مناطق بودند٬ و بعد ها به اسم ماننا و ماد مشهور شدند. در کنفرانسی به اسم "تاریخ و تمدن ایران" عده ای از خود پان فارس ها به آریایی نبودن مادها اشاره کردند٬ برای مثال٬ هما تاج بازیار : تحقیقات علمی نشان میدهد که هیچکدام از تمدن ها و دولت های موجود در فلاتی٬ که بعدها ایران نامیده شد٬ تا سده شش قبل از میلاد آریایی نبودند. تحقیقات دانشمندان اروپایی و همچنین اسناد آشوری - بابلی نشانگر آن است که در کوههای زاگرس و مناطق اطراف آن تا 800 ق . م هیچ اثری از اقوام آریایی وجود نداشته است. در آذربایجان امروزی، ماننا ها که قلمرو حکومتشان تا قم و اصفهان کشیده شده بود٬ در غرب آنها اورارتو و در جنوب غرب٬ جنوب و قسمتهای مرکزی دولت مقتدر ایلام بود. در حوالی 800 ق . م برای اولین بار در خارج از مرزهای شرقی ماد مرکزی به امیرنشین های کوچک آریایی برخورد میکنیم که نشانگر کوچ تدریجی آنان از طرف شرق به فلات ایران می باشد. در کتیبه های آشوری و بابلی هیچ اثری از اسم مکان یا شخص آریایی تا 800 ق . م دیده نمیشود. ( کنفرانس تاریخ و تمدن ایران٬ سال 1353 تهران٬ ص 30 )
البته لازم به ذکر است که منظور سخنران از قید شدن اسم آریایی ها در منابع آشوری در 800 ق.م کلمه پارشوا=پارسوا میباشد٬ همانطور که در بالا توضیح داده شد تحقیقات علمی ارتباط بین آریایی ها و پارسوا را قویأ رد میکنند. لذا اولین بار اسم آریایی ها در اواخر امپراتوری ماد در ایالت امروزی فارس آشنا می شویم. اگر هم فرضیه های پان فارس ها را قبول کنیم که آریایی ها در حوالی 800-900 ق . م به ایران آمده اند٬ باز میبینیم که به نوشته آشوریان٬ قوتتی ها و سابیر ها ( اجداد ترکان آذری ) هنوز بعد از 160 سال بعد از آمدن آریاییها بیگانه ساکنین ماننا و ماد مرکزی بوده و حاکم بر مناطق خود بوده اند و با قدرت با آشوریان تجاوزگر میجنگیدند. پس فرضیه احتمالی امکان ورود آریایی ها به آذربایجان کاملا منتفی می باشد. ضمنأ آنهایی که به تاریخ و انسانیت خیانت کرده و برای رسیدن به اهداف دنیوی و توجیه برتری طلبی خود تاریخ را براحتی تحریف می کنند٬ عاجز از جواب دادن به این سوالات هستند:
خلق های پرقدرت و کهن قوتتی - لولوبی٬ سابیر و غیره که در مدت بیش از 3000 سال بارها صاحب دولت بوده و همواره با متجاوزین قدرتمندی مثل آشور جنگیده و از سرزمین خود دفاع می کردند٬ یکباره به کجا رفتند؟ آیا مگر هیچ عقل سلیمی می تواند دروغ به این بزرگی را قبول کند که ملتی به آن بزرگی ( ملکه ناوار قوتتی 10 هزار نیرو به کمک ایلام می فرستد در حالی که خود مشغول جنگ هست ) که ریشه چند هزار ساله در این خاک داشته و متجاوزین قدرتمندی چون آشور موفق به تسلط بر آنها نشدند٬ حالا با آمدن چند هزار نفر قبایل چادرنشین خیالی آریایی یکدفعه از روی زمین محو و ناپدید بشوند؟ از خود و سرزمینشان دفاع نکنند؟ از آن گذشته منابع آشوری که به کوچکترین حادثه در ماننا - ماد اشاره کرده اند هیچ خبری از مهاجرت اقوام آریایی به آذربایجان ( ماد - ماننا ) را نمی دهند٬ و ضمنا تجاوز و یا کوچ یک قوم جدید به هر سرزمین باعث عکس العمل و مقاومت صاحبین اصلی و بومیان آن سرزمین می گردد٬ ولی تاریخ هیچ نشانی از برخورد و جنگ بین قوتتی های ماننا - ماد و آریایی های خیالی را نمی دهد. مهاجرت اقوام آریایی به ایالات جنوبی آذربایجان باستان ( کردستان٬ کرمانشاه و لرستان کنونی ) در قرنها بعد و از زمان ساسانیان شروع شد و به مرور زمان آن مناطق تاجیک زبان شدند. کوچ و سکونت تاجیک زبانها (کرد، لر، فارس ) به مناطق دیگر آذربایجان مثل همدان٬ قزوین و استان آذربایجان غربی پدیده ای است تازه و سابقه ای کمتر از یک قرن دارد و نتیجه مستقیم سیاست های برنامه ریزی شده شوینیسم فارس مبنی بر تغییر ترکیب جمعیتی آذربایجان میباشد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر